دلایل کاهش نفوذ واشنگتن در جغرافیای آمریکای لاتین/ سناریوی چین برای تعمیق نفوذ در حیاط خلوت آمریکا

کارشناس مسائل آمریکای‌لاتین گفت: برای چینی‌ها اقتصاد مساله اول و آخر است نه سیاست ولی به هر ترتیب پکن از اختلاف واشنگتن با دولت‌های آمریکای لاتین کمال بهره را می‌برد.«هادی اعلمی‌فریمان» کارشناس مسائل آمریکای‌لاتین در تشریح دلایل از بین رفتن تدریجی نفوذ واشنگتن در آمریکای‌لاتین و پررنگ‌تر شدن نقش چین در این جغرافیا در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا اظهار کرد: تاریخ آمریکای‌لاتین از فراز و فرودهای زیادی نشأت می‌گیرد و باید این منطقه را یک جغرافیایی پیچیده عنوان کرد، چراکه هم‌اکنون قدرت‌های بزرگ اقتصادی و سیاسی به دنبال گسترش نفوذ و سیطره خود در کشورهای این منطقه هستند. ایالات متحده به عنوان کشوری که تا دهه‌ها پیش بیشترین حجم نفوذ در آمریکای لاتین را به خود اختصاص می‌داد، هم‌اکنون با روی کار آمدن جو بایدن به دنبال آن است تا بتواند نفوذ در این منطقه را ترمیم و گسترش دهد. توجه داشته باشید که تمرکز ایالات متحده بر روی آمریکای‌لاتین از زمان بیل کلینتون افزایش پیدا کرد که در قالب پیمان نفتا قابل تحلیل است.وی ادامه داد: اگر نگاهی گذرا به تاریخ نفوذ آمریکا در حیاط خلوت خود داشته باشیم، می‌بینیم که در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان و جورج بوش پدر مداخله مستقیم و غیرمستقیم در کشورهای آمریکای لاتین انجام شده است اما پس از آن، اوضاع به گونه دیگری پیش رفته است. آمریکا به دنبال آن بوده تا در مدار جدید خود از آمریکای لاتین پیمان نفتا را بیش از گذشته مدنظر قرار دهد که در این میان مکزیک هم یکی از این کشورها در چارچوب پیمان مذکور به شمار می‌رود. واشنگتن معتقد است که آمریکای‌لاتین به صورت عمومی محل صدور تهدیدهایی مانند تولید و صادرات مواد مخدر و همچنین صادرات تسلیحات به حساب می‌آید و در زمان دونالد ترامپ هم شاهد بودیم که کاخ سفید صراحتاً این جغرافیا را به دلیل ورود مهاجران غیرقانونی، یک تهدید امنیت ملی برای خود تلقی کرده بود. در این میان شاهد بودیم که پس از روی کار آمدن باراک اوباما، چینی‌ها سعی کردند که به منطقه آمریکای لاتین نفوذ کنند و از آن زمان روابط با آمریکایی لاتین به شدت افزایش یافته است.این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در این میان کارنامه سیاه ایالات متحده به دلیل مداخلات گوناگون در کشورهای آمریکای‌لاتین باعث شده که آنها از واشنگتن و فاصله بگیرند و حالا پکن این فاصله گرفتن را به نفع خود مهندسی کرده است. نفوذ چینی‌ها در کشورهای آمریکای لاتین دقیقاً از همین جا کلید خورد و حالا اختلاف‌نظرها میان دولت‌های مستقر در آمریکای لاتین با کاخ سفید در حال نمایان شدن است. مثال عینی این اختلاف را باید نشست اخیر لس‌آنجلس دانست که چندی پیش با حضور جو بایدن و روسای جمهور کشورهای آمریکای لاتین برگزار شد. در این میان رهبران کوبا، ونزوئلا و نیکاراگوئه از سوی رئیس جمهور آمریکا دعوت نشدند و همین موضوع باعث شد تا شکاف میان واشنگتن و این کشورها علنی‌تر شود. در مورد کلمبیا هم باید توجه داشت که این کشور عملاً پایگاه سنتی ایالات متحده به حساب می‌آید که در قالب طرح کلمبیا معنا پیدا می‌کند، اما به هر ترتیب ما شاهد یک پوست‌اندازی در مورد روابط آمریکا با کشورهای آمریکای لاتین هستیم.وی در پایان خاطرنشان کرد: پوست‌اندازی در مورد کلمبیا هم بیشتر به چشم می‌خورد؛ چراکه این کشور یک نظام چپگرای نوین را تجربه می‌کند که می‌تواند گفتمان‌سازی جدید در حیاط خلوت آمریکا به راه بیندازد. توجه داشته باشید که چینی‌ها در حوزه آمریکای لاتین بیش از پیش فعالیت اقتصادی را مدنظر قرار می‌دهند. برای آنها فعالیت سیاسی چندان مهم نیست اما نفوذ آنها از طریق محور اقتصاد بیشتر و بیشتر خواهد شد و این مولفه برای آمریکا می‌تواند یک عنصر خطرناک به حساب آید؛ مگر آن که واشنگتن بخواهد با چین وارد یک رقابت تمام‌عیار شود و در این میان ممکن است کشورهایی مانند شیلی و مکزیک به سمت چین متمایل شوند. نکته نهایی این است که ایالات متحده هنوز هیچ نسخه‌ای برای مبارزه با چین در آمریکای لاتین ارائه نکرده است و آنها بیشتر به پیمان تجارت آزاد با کشورهای مذکور تأکید دارند.

https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1246485

شانگهای تمام، حالا عضویت در بریکس؛ شروع شمارش معکوس

سال ۲۰۰۱ که شروع شد، چین ایده تشکیل یک ائتلاف چهارجانبه با برزیل، روسیه و هند (BRIC) مطرح و گفت‌وگوهای مقدماتی آن را در حاشیه اجلاس شصت و یکم سازمان ملل آغاز کرد.

سال ۲۰۰۶ این ایده اجرایی شد و پایه و اساس ائتلافی فرا قاره ای بنیان گذارده شد.

این گفت‌وگوها سال‌های بعد هم ادامه داشت تا اولین اجلاس رسمی «بریک» در سال ۲۰۰۹ در یکاترینبورگ روسیه با حضور مقامات ارشد چهار کشور برگزار شد. 

از آن سال هر ساله اجلاس کشورهای «بریک» برقرار بود تا در سال ۲۰۱۳ آفریقای جنوبی نیز به جمع آن‌ها بپیوندد و «بریک» به «بریکس» تغییر نام دهد.

سران سابق کشورهای بریکس، زمانی که هنوز آفریقای جنوبی به آن‌ها نپیوسته بود

از دیدگاه سیاسی-اجتماعی باید درنظر داشت که این ائتلاف دو غول جمعیتی دنیا یعنی چین و هند را به عضویت خود دارد.

 همچنین حضور دائم دو عضو شورای امنیت در گروه بریکس و سه مدعی کسب کرسی دائم یعنی هند، برزیل و آفریقای جنوبی نشان‌دهنده نقش و تأثیرگذاری گروه بریکس در معادلات جهانی و بین‌المللی است.

جدای از آن ترکیب اعضای گروه بریکس به شکلی است که سه کشور عضو آن یعنی روسیه، چین و هند دارای بمب اتم بوده و دو کشور دیگر یعنی برزیل و آفریقای جنوبی نیز از توانمندی هسته‌ای برخوردار بوده و عضو پیمان عدم اشاعه سلاح هسته‌ای یا همان (NPT)هستند.

هم‌اکنون روسیه، چین و هند به ترتیب با ۶۸۰۰, ۲۷۰ و ۱۳۰ کلاهک اتمی از اعضای اصلی بریکس در تقابل با نظم غربی هستند

دقیق تر اگر نگاه کنیم پنج کشور عضو این گروه اقتصادی - سیاسی با جمعیتی بالغ بر ۳.۲۳ میلیارد نفر، روی هم رفته مجموعا ۴۱ درصد جمعیت، ۲۶ درصد مساحت( ۳۹.۷ میلیون متر مربع)، ۲۵ درصد تولید ناخالص(۱۵.۸ میلیارد دلار) و ۲۰ درصد تجارت جهان را در اختیار خود دارند و کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند تا سال ۲۰۵۰ کشورهای عضو این گروه به بازیگران مهم اقتصادی جهان تبدیل گردند.

بازیگرانی جدید در جهانی جدید که از حالت قطبیت واحد فاصله گرفته تا روند گسترش ائتلاف هایی نظیر بریکس را سرعت ببخشد.

به همین جهت در حال حاضر کشورهایی وجود دارند که با اعضای بریکس و در درجه اول با چین برای پیوستن به این گروه درحال مذاکره هستند.

اواخر سال ۹۵ زمزمه تشکیل اتحادیه جدیدی از سوی چین با نام «بریکس پلاس» مطرح شد که در طرح اولیه آن ایران نیز به عنوان یکی از گزینه های مناسب برای عضویت در این طرح در نظر گرفته شده بود.

ایران در طول سال‌های گذشته بارها درخواست عضویت خود در بریکس را مطرح کرده که البته ملزوم به انجام اقداماتی است

با این وجود اولین کاندیدا، کشور آرژانتین است که در چارچوب طرح یک کمربند، یک جاده به طور فعال با چین همکاری می کند و علاقه خود را به این موضوع نشان داده است.

ایران، اندونزی و ترکیه نیز به ترتیب به عنوان کاندیدای عضویت کامل این گروه پتانسیل مورد نظر را دارا هستند و کشورهای مصر نیجریه و سوریه هم خواهان پیوستن به این گروه هستند.

به همین جهت بود که چند روز پیش و پیش از انجام سخنرانی حجت‌الاسلام رئیسی رئیس جمهور در اجلاس بریکس پلاس ( ایران تنها کشور غرب آسیا است که در اجلاس های گروه بریکس حضور دارد) حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه کشورمان در جریان دیدار با همتای هندی خود در نامه‌ای خواستار حمایت دهلی برای عضویت ایران در بریکس شد.

اما به گفته هادی اعلمی فریمان کارشناس مسائل سیاسی اولین مانعی که سرعت عضویت ایران یا هر کشور دیگری در گروه بریکس یا ائتلاف هایی نظیر آن را کند می‌کند بحث تحریم های غیرقانونی آمریکاست.

تحریم‌های اقتصادی غیرقانونی که ایران اعلام کرده در چارچوب برجام باید لغو شوند یکی از موانع سر راه عضویت ایران در بریکس هستند

به باور این کارشناس مسائل سیاسی واقعیت این است که اعضای بریکس باوجود تلاش چند ساله و زاویه‌ای سیاسی که با آمریکا برای کنار گذاشتن دلار از مراودات مالی خود هنوز به طور کامل نتوانسته اند به این مهم دست یابند؛ با این وجود اما گروه بریکس همچنان تلاش دارد تا بتواند ارز جایگزین مناسبی برای انجام معاملات خود به جای دلار پیدا کنند.

وابستگی گروه بریکس به دلار از آن جهت است که رشد اقتصادی کشورهای عضو پیمان بریکس براساس نظام لیبرال دموکراسی بوده که پس از جنگ جهانی دوم به وجود آمده است. 

این کشورها از این نظم برای پیشرفت خودشان استفاده کرده اما قواعد آن را که از سوی آمریکا به عنوان سردمدار این تفکر شناخته می شود نپذیرفتند و ماهیت خود را حفظ کردند.

بر این اساس اهداف جمعی کشورهای عضو این پیمان نیز برپایه‌ی ماهیتی تنظیم شده که مایل به برقراری روابط بیشتر و بهتر بین کشورهای درحال توسعه است.

 این کشورها باور دارند هم‌اکنون نظام حاکم بر دنیا به سود جهان غرب است و در تلاش هستند با ایجاد ساختارها و نظم جدید، این انحصار را از بین ببرند.

عدم ثبات اقتصاد ایران که لازمه آن اجرای طرح اصلاح نظام اقتصادی است از موانع دیگر عدم عضویت ایران در بریکس برشمرده می‌شود

از دیگر سو سیاست خارجی ایران نیز در طی سال‌های گذشته و اکنون در پی توسعه مناسبات و گسترش همکاری های چند جانبه بین المللی با این دست کشورها در قالب تلاش برای عضویت در سازمان های منطقه ای و بین المللی مثل اتحادیه اقتصادی اورآسیا، سازمان همکاری شانگهای بوده است.

حالا اما شمارش معکوس برای عضویت ایران در بریکس درحالی است که کشورمان با سه کشور اصلی هند، روسیه و چین این گروه به ترتیب در مناطق چابهار، کریدور «شمال-جنوب» و طرح «یک کمربند و یک راه» همکاری دارد و این امر می‌تواند در صورت اصلاح نظام اقتصادی و ایجاد ثبات در این زمینه جذابیت و مزیت متقابل و بهره مندی اقتصادی-سیاسی دو جانبه‌ای برای این سازمان و خود داشته باشد که هم بتواند منافع ایران را تامین کند و هم برای گروه بریکس مفید واقع شود.

https://www.yjc.news/00YHXI

آغاز مرحله دوم بیداری از نوع آمریکایی لاتین

هادی اعلمی که با برنامه "رویداد" همراه بود با اشاره به ظهور و تهدید چپ های امریکای لاتین برای سیاست خارجی کاخ سفید اظهار کرد: دو سنت فکری فلسفی نیم کره گرایان و ضد نیم کره گرایان وجود دارد که از ابتدای تشکیل امریکا، وظایف خود را در این حوزه تعریف کرده اند.

به گفته وی نیم کره گرایان عمدتا شامل دموکرات ها می شوند که معتقدند باید با امریکای لاتین کنار آمد و در توسعه به آن ها کمک کرد.

خلاف این باور نیز در میان ضد نیم کره گرایان دیده می شود که به جمهوری خواهان مشهورند و اعتقادی به تساوی و برابری با امریکای لاتین نداشته و فرد شاخص آن ها نیز ترامپ بود که مرتب به مردم این منطقه توهین می کرد و این خطه را نا امنی می دانست.

اعلمی با بیان این مقدمه افزود: امریکا هنوز نتوانسته این دو سنت دیرین را حل و فصل کند و مردم امریکای لاتین شاهد مداخلات مکرر بوده اند که شامل جنگ مستقیم و کودتا و گاه خراب کاری های اقتصادی را در بر داشته است.

وی با بیان این که امریکای لاتین همواره سعی داشته از ایالات متحده استقلال سیاسی و اقتصادی داشته باشد، این رویه را منجر به مرحله اول و دوم چپ گرایی دانست که اگر برزیل هم به این رویه بپیوندد، 7 کشور چپ گرا، مخالف سیاست های فعلی امریکای شمالی خواهند بود.

این کشورها سعی دارند همکاری های جنوب جنوب را برقرار سازند که شامل حوزه اقتصادی و فرهنگی است و از دیگر سو سعی دارند در شورای امنیت کرسی هایی را به دست آورند و به گونه ای چپ گرایی بیشتری در برابر امریکا داشته باشند تا بخشی از سیاست های این کشور را خنثی سازند.

اعلمی معتقد است نگرش ضد نیم کره گرایی از قدرت بیشتری برخوردار بوده و تمایل ندارد مردم این منطقه را به رسمیت بشناسد.

وی ادامه داد: کشورهای این حوزه در بعد اقتصادی اکثرا محصولاتی تک بعدی دارند که منجر می شود از جریان توسعه اساسی عقب بمانند و امریکا نیز به این فضا عادت دارد و سخت می پذیرد که این کشورهای جنوبی دچار تحول شده و جریان توسعه را دنبال نمایند.

از این رو امریکا تلاش دارد این منطقه را عقب مانده جلوه دهد و از توسعه این خطه ممانعت کند ولی در حال حاضر کشورهای امریکای جنوبی بیدار شده و در حال درک موضوع توسعه هستند و سعی دارند در حوزه جنوب همکاری داشته و خود را از یک جانبه گرایی رها کنند.

خبرنگار : آزاده خواجه‌نصیری

http://seda.ir/sh/?4234690